حزب الله و عوامل پیروزی
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و بیداری مسلمانان جهان بویژه بیداری و حرکت جوانان مسلمان لبنان و فلسطین، شمارش معکوس برای شکست و نابودی رژیم جعلی اسرائیل آغاز شد. این حرکت مبارک از همان آغاز، ثمرات و پیروزیهای با ارزشی برای مسلمانان مظلوم لبنان و فلسطین به ارمغان آورده است که پیروزی حزب الله در جنگ سی و سه روزه یکی از ثمرات آن بوده و به خواست خداوند متعال این حرکت تا نابودی کامل اسرائیل و صهیونیست ها ادامه دارد.
مقاومت اسلامی لبنان (حزبالله) به عنوان یک تشکیلات نظامی سرّی، برای رویارویی با اشغالگران صهیونیست که در سال ۱۹۸۲ میلادی جنوب این کشور را مورد تاخت و تاز قرار داده و بیروت را اشغال کرده بودند، شکل گرفت و رشد و نمو کرد. مقاومت دو سال بعد یعنی در اوایل سال ۱۹۸۴ میلادی عملیات مستقل خود را اعلام نمود، اما پیش از آن فعالیتهای خود را در چارچوب جبهه مقاومت لبنان انجام میداد.
این جبهه پس از عقب نشینی ارتش صهیونیستی از اغلب مناطق اشغالی در سال ۱۹۸۶ میلادی به مقاومت اسلامی تبدیل شد و با عملیاتهای خود علیه نظامیان اشغالگر و مزدورانش در جنوب لبنان و بقاع غربی، کوبندهترین ضربات را به دشمن صهیونیستی وارد کرد(۱). مقاومت اسلامی در روند مبارزه چهار محور را ترسیم کرده است:
۱- نبرد با دشمن و آزادسازی وطن ۲- مبارزه با عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی ۳- خنثی کردن تلاشهای دشمن برای تثبیت پایههای اشغال و رژیم غاصب اسرائیل به عنوان یک واقعیت شرعی و قانونی در قلب منطقه ۴- ایجاد یک محور برای اجماع عظیم ملی، میهنی و اسلامی شامل نیروها، رهبران احزاب و مذاهب مختلف و همچنین اعتقادات و
جهتگیریهای سیاسی، فرهنگی و فکری(۲).
حزب الله در مدت کوتاه، به پیروزیهای بزرگی دست یافته است، این موفقیتها عوامل متعدّدی داشته که در اینجا به بعضی از آنها اشاره میکنیم:
۱- توسل به خداوند، یاری امام زمان و دعای مسلمانان.
شیخ حسن بغدادی، معاون سید حسن نصرالله در این باره میگوید: «توسل به خداوند، یاری امام زمان و دعای مسلمانان و علمای اسلام، را میتوان از عوامل پیروزی حزب الله لبنان برشمرد».
۲- اخلاص و ایمان نیرویهای حزب الله که با نثار جان خویش از ارزشهای اسلامی دفاع کردند.
۳- هوشیاری و بیداری حزبالله و اتکاء به جریان بیداری اسلامی. صفی الدین یکی از رهبران حزب الله در این زمینه میگوید: «بعد از آزادی جنوب لبنان در این چند سال حتی یک روز از آنها غفلت نکردیم و برای چنین روزهایی برنامهریزی کردهایم»(۳).
۴- استقلال عمل و پنهانکاری: برخلاف سایر مقاومتهای پیشین، مقاومت اسلامی لبنان از زمان پیدایش تا به امروز با هیچ یک از طرفها در عملیات علیه اشغالگران مشارکت نکرده است که البته این امر نه به دلیل مسائل ایدئولوژیک و عقیدتی، بلکه به سبب نگرانی از رخنه دشمن با توجه به تعدد گرایشها و جهتگیریهای سیاسی و عقیدتی بود، زیرا این تعدد، کنترل و مراقبت را بسیار دشوار میگرداند؛ امری که در تجربه مقاومتهای قبلی بویژه در فلسطین که به همین سبب ضربات زیادی را متحمل شده و بسیاری از شخصیتهای آن ترور شدند، به اثبات رسید.
۵- گستره قاعده مقاومت: مقاومت اسلامی توانسته است بدون عدول از چارچوبهای خاص تشکیلاتی، امنیتی و نظامی خود باب همکاری با سایر نیروهای غیراسلامی که مایل به جنگ در برابر اشغالگران بودند، بگشاید. از این رو سید حسن نصرالله دبیرکل جنبش حزب الله لبنان در سوم نوامبر سال ۱۹۹۷ میلادی از تشکیل گروههای لبنانی برای مقاومت در برابر اشغالگران اسرائیلی به عنوان تشکیلاتی جامع و فراگیر برای تمام افراد خبر داد که مایل به شرکت در مقاومت مسلحانه علیه نیروهای اشغالگر در جنوب لبنان هستند.
وی گفت: این تشکیلات از چارت مقاومت اسلامی که آماده حمایت همه جانبه در تمام زمینههای مورد نیاز گروهها برای اجرای اقدامات نظامی و امنیتی در مناطق اشغالی لبنان است، جدا باقی خواهد ماند. این امر نشان داد مقاومت اسلامی
نهتنها قصد انحصاری کردن مبارزه با اشغالگران را ندارد، بلکه اهمیت گسترش دامنه مشارکت در نبرد با دشمن در جامعه لبنان را که در آن انواع گروهها و طوایف سیاسی و مذهبی در کنار یکدیگر زندگی میکنند، دریافته است.
این درک، مهمترین انگیزه تشکیل گروههای لبنانی بود که در طول اشغال، دهها عملیات را علیه اشغالگران صهیونیست و مزدورانشان به مرحله اجرا گذاشتند چرا که اسلامی بودن مقاومت، خود یکی از مهمترین موانع پیوستن لبنانیهای غیرمسلمان و احزاب مختلف سیاسی به مقاومت اسلامی برای نبرد با اشغالگران به شمار می رفت.
۶- به کارگیری شیوههای پیشرفته رزمی: مقاومت اسلامی از شیوههای رایج جنگهای چریکی یعنی گروههای کوچک برای شبیخون به گشتیها و استحکامات دشمن و کار گذاشتن بمب، مین و نصب کمین بر سر راه خطوط مواصلاتی و محلهای رفت و آمد این نیروها استفاده کرد، اما علت واقعی موفقیت این شیوه در اصل ارائه تجربه ای متمایز از سایر تجارب امنیتی، تبلیغاتی و سیاسی در لبنان است که میتوان آن را اینگونه بیان کرد: الف. تعدد و تنوع تاکتیک ها و عملیاتها؛ ب. افزایش توان اطلاعاتی؛ ج. جنگ روانی و اطلاع رسانی جنگی.
۷- حضور در عرصه سیاسی لبنان: جنبش حزبالله پس از پیروزی در عرصه نظامی با رویکردی جدید خود را به حوزه تصمیمگیری نزدیک کرد و بدون اینکه آرمانهای بنیادین جنبش را در معرض تعاملات سیاسی قرار دهد؛ با مشارکتی معقولانه در عرصه سیاسی لبنان توانست توطئه پس از خروج رژیم صهیونیستی را خنثی کند(۴).
پینوشتها در دفتر روزنامه موجود است.

پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.